ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

531

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

آنگاه الملك الاشرف به سوى الملك المعظم در حركت آمد بدين آهنگ كه با او پيمان صلح بندد . الملك المعظم او را نزد خود نگه داشت . بدين اميد كه از فرمان الملك الكامل منحرف شود . آنگاه به شهر خود رفت و بر همان حال كه بود بماند . جلال الدين خوارزمشاه در سال 624 از آذربايجان لشكر به خلاط برد و چند بار شهر را در محاصره گرفت . حسام الدين على موصلى نايب خلاط به بلاد جلال الدين لشكر برد و چند دژ از آن بگرفت و مدتى ميانشان كشمكش بود . الملك الكامل بيمناك شد كه مبادا ميان الملك المعظم و جلال الدين و خوارزميان صلح افتد . از اين رو از فرنگان يارى خواست و به امپراطورشان كه در آن سوى دريا بود نامه نوشت و خواست كه به يارى او به عكا آيد و در برابر قدس را تسليم او كند . چون الملك المعظم اين خبر بشنيد از عواقب كار بترسيد و دست از فتنه‌انگيزيهاى خود برداشت و به او نامه نوشت و مهربانيها نمود . و اللّه تعالى اعلم . وفات الملك المعظم صاحب دمشق و حكومت پسرش الملك الناصر سپس استيلاى الملك الاشرف بر آن و گرفتن الملك الناصر كرك را در عوض الملك المعظم عيسى بن الملك العادل ، فرمانرواى دمشق در آخر ماه ذو القعدهء سال 624 ديده از جهان فروبست و پسرش داود ملقب به الملك الناصر جانشين او شد . عز الدين اتابك خادم پدرش زمام كارهاى او را به دست گرفت . او نيز در نخست به شيوهء الملك المعظم در اطاعت الملك الكامل بود و خطبه به نام او مىخواند . سپس در سال 625 عصيان كرد و اين به هنگامى بود كه از او خواسته بود كه از دژ شوبك دست بردارد و او امتناع مىكرد . الملك الكامل لشكر بر سرش آورد و تا غزه پيش تاخت و قدس و نابلس را بستد و از سوى خود فرمانروايان نهاد . الملك الناصر داود از عم خود الملك الاشرف موسى يارى خواست او به دمشق آمد و از دمشق به نابلس رفت سپس نزد الملك الكامل آمد تا الملك الناصر را سامان دهد . الملك الكامل از او خواست كه دمشق را از الملك الناصر گرفته به او دهد تا او دمشق را به اقطاع وى دهد ، ولى الملك الناصر نپذيرفت و الملك الاشرف به دمشق بازگشت و آن را محاصره كرد . الملك الكامل براى آنكه بتواند كاملا به كار دمشق پردازد با فرنگان مصالحه كرد و آنان را امكان داد كه باروهاى شهر را ويران كنند و بر آن استيلا يابند . همچنين در سال 626 الملك الكامل به دمشق رفت و آن را با الملك الاشرف محاصره كرد . اين محاصره الملك الناصر را به بيم افكند و بناچار به سود آن دو از دمشق كناره جست و به كرك و شوبك و بلقاء و غور و نابلس بسنده كرد . آنان نيز آن نواحى را تسليم او كردند و او به شوبك رفت . الملك الاشرف بر دمشق مستولى شد . در اين حال الملك الكامل از وفات پسرش الملك المسعود